الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
88
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
عين است « فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » « 1 » و مدار بر اغماض عين است با آن كه يقين مىدانم كه عاقبت مؤمنان و محبان آل محمد صلّى اللّه عليه و آله به خير است ، تعيشم در دنيا مثل تعيش زندانيان و محبوسان است ، پس از خلاص شدن از زندان اين چه خوف و اين چه بيم است « رحم اللّه امرأ عرف قدره » اين است حال من و مقدار من . ( المقصود ) غرض از نوشتن اين چند كلمه كه زبانزد هر بزرگ و كوچك است نه قصد افاده است كه نسبت به ملازمان آن جناب توهم اين داعيه محض كفر است و نه غرض دانش و اظهار معرفت خود است كه قطره را با درياى محيط خودنمايى دليل جهل است ، بلكه مطلوب آن است كه خود را بدينوسيله بخاطر فيض مآثر آن عالىمقدار كه هرگز از خانه محبتم قادر آمده است قدم بيرون ننهاده است : اى قدم ننهاده هرگز از دل تنگم برون * حيرتى دارم كه چون در هر دلى جا كردهاى برساند و طلب تجديد التفات خاطر آن خورشيد ذرهپرور نمايد و خود را در سلك محبان و مشتاقان آن درگاه جاى دهد ، اگرچه مآثر محبتم را چندان احتياجى به اين اظهار نيست لكن « تهادوا تحابوا » وارد است ، مرا بهتر از عرض اخلاص هديهء نبود بدان اكتفا كردم و از آن هم اندكى ذكر كردم كه « الجرعة تدل على الغدير و الجفنة على البيدر الكبير » ، اللّه تعالى ملازمت آن جناب را بار ديگر به زودى روزى اين مخلص گرداند بالنبى و آله الامجاد « 2 » .
--> ( 1 ) - جمعه / 6 . ( 2 ) - نصرآبادى در تذكره ذيل خوشنويسان آورده است : ملا عبد الباقى از مردم تبريز بود و در بغداد مىزيست . در مولوىخانه با دده مصطفى ارتباط پيدا كرد . و در حكمت و عربيت استاد بود و تظاهر نمىكرد . خط نسخ و ثلث را ماهرانه مىنوشت . شاهعباس او را براى نوشتن كتيبهء مسجد جامع چلپى به اصفهان خواند . از آمدن خوددارى كرد و سال بعد از فوت شاهعباس درگذشت ؛ از رباعيات اوست : -